من زمان رانندگی دَم دوربرگردون ها خیلی سرعتم رو کَم نمی کنم.همین میشه که امروز با ماشین پدرم یک تصادف خیلی بَد کردم.زدم به بلوک نیوجرسی و جلوبندی نابود شد.
ولی خوبیش این بود که خونسرد بودم.
تا حالا تصادف نکرده بودم. ~-(■_■`),
حیف! همه چیز خوب بود! که یکهو رفتم تو نیوجرسی!
┬┴┬┴┤{⇎_⇎}├┬┴┬┴
بعدش هم یَدَک کش و گاراژ
ولی دم خودپرداز بانک داشت با یک سیبیل قشنگ دعوام می شد.
مردک احمق بیشعور! شاش داشت انگار! هی زودباش زودباش! [•︻•]
زین پس،آهسته تر می رانم البته اگر باز پشت فرمون بنشینم.
برچسب:
نویسنده: نوید فرهادی